نمیدونم چرا همیشه مقابل محبتها و خوبیها و فداکاریهام از طرف مقابل ضربه میخورم و بدی میبینم...حالا فرق نمیکنه دوست... همسایه ...مادر ...خواهر...خانواده شوهر...همه...الان صد تامورد تو ذهنم هست که این اتفاق برام افتاده آخه چرا...چی را باید تو رفتارم تغییر بدم...
مثلا چند سال پیش ی همسایه داشتم که خانم خونگرم و بجوشی بود ...چند بار تو محوطه بازی بچه ها دیدمش بعد تعارف کردم بیان خونمون که بچه ها با هم بازی کنن...ی روز صبح امدن منم داشتم سالاد الویه درست میکردم واسه ناهار...یکی دو ساعت نشستن...من گفتم ناهار بمونید من همسرم دیر میاد خلاصه سفره انداختم دور هم ناهار خودریم...یه ظرف هم پر سالاد الویه کردم دادم که موقع رفتن ببره...آلبوم های خانوادگی و عروسی را آوردم...کلا میزبان خوبی هستم...بعد هم رفتن....دقیقا فرداش تو مسیر خانه دیدمش اصلا انگار نه انگار این خانم منو میشناسه یه سلام خشک و خالی کرد...و شروع کرد به دعوا کردن دخترش ...بچه تو خاکها نرو...😨😨😨😨
در صورتیکه اون مسیری که میرفتیم مشترک بود...اصلا نه احوالپرسی نه هیچی...انقدر ناراحت شدم شب خوابم نبرد...نمیدونم شاید وضع زندگی من و آلبوم هام حسادت برانگیز باشه...ولی در مورد همه همینطوره آخه..حتی خانواده خودم...چرا دستم نمک نداره...😨😨😨😨😨