2777
2789
عنوان

تحمل مادرشوهر!

1371 بازدید | 85 پست

دو هفته ای هست مادرشوهرم پیشمه و تازه یک ماهی میشه که زایمان کردم. اولش که میگفت فلانی هیچیو رعایت نمیکرد، بچه اش چش رنگی و بور شده؛ بعضیا هم رعایت کردن، بچه شون سیاه شده! مثلا هی میخواد بگه بچه تو خوشکل نیست. راه به راه هم میگه هرچی هست بالای سره! اولش که بچه زردی گرفت، هی راه به راه میگفت خاندان ما هیچکس زردی نداشت! دور باشد!! از دیروزم که بچه دلپیچه گرفته، میگه بچه های من یک‌کدومشون اینطوری نبودن! حالا دو هفته دیگه هم مهمون ماست. واقعا نمیدونم چجوری تحملش کنم اونم تو شرایطی که دارم!

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

عزیزم خودت رو با بچه سرگرم کن و شکر گزار باشه ایشونم مهمونن به دل نگیر  این روزا هم میگذره 

خیلی ها هیتن مادر همسرشون حتی حالشونم نمیپرسه بازم معرفت این خانم 

....چه بود آن آهِ عميق, که حتى در مهمانى‌هاى شلوغ ,دست از گريبانِ ما نمى‌كشيد؟
مامانت کجاست گلم؟تنها گیرت آورده؟ بعضیا چقدر رو اعصابن ...

جلو مادرم بدتر بود. مادرم طفلی بیست روز موند و برگشت شهرستان. مادرم از ماه هفت پیشم بود چون استراحت مطلق بودم نسبتا. یه روزم که بابام داشت میومد که مادرمو برگردونه خونه، مادرم قیمه بار گذاشت، برگشته به مادرم میگه حالا که شوهرت اومده، غذاهای خوشمزه داری درست میکنی؟؟!!   

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز