ببین گلم اینجور افکار اصلا طبیعی نیست
مامان منم یه دوره اینجوری شد رفت روانپزشک و الآن دارو مصرف میکنه و خداروشکر خوب شده الآن
شاید باورت نشه یه سال عاشورا رفتیم مسجد بعد مراسم ناهار دادن اوردیم خونه
فرداش ب مامانمگفتم غذای من برنج خالی بود و خورش نداشت 😐😐😐
مامانم بعدا برام تعریف کرد ک سر همین قضبه ساده یک شب تمام نخوابیده بوده و داشته ب غذای من فکر میکرده 😐😐😐😐😐😐
اینجور افراد باید درمان شن گلم