بچه اول خونوادم و برا بابام خیلی عزیز بودم، الانم خیلی خیلی خیلی خوبه، یعنی میوه میگیره یه پلاستیک جدا میاره خونه ما، اگه نرم خونشون هزاربار زنگ میزنه که کجایی و چرا نیومدی و .... خلاصه خیلی خوبه، با اینکه منم کار خاصی براشون نمیکنما
چند وقت پیش از بس مامانم میگفت بچه بیاااااار، اونم جلو شوهرم که مشکل از اونه که مجبور شدم بهش بگم موضوع چیه اخه اصلا معلوم نیس بتونیم طبیعی بچه دار بشیم یا نه، مادرمم با اینکه حساسیت بابامو میدونسته رفته بهش گفته، بابام داره مریض میشه😭😭😭، شبا تا صبح بیداره، تازگیا هم رفته دکتر بهش قرص اعصاب داده داره میخوره، موضوع قرصو امشب فهمیدم، دلم هزار تیکه شد😭😭😭 بابام سرما میخورد هم قرص نمیخورد😭😭😭