2777
2789
عنوان

من یادم نبود...

85 بازدید | 8 پست

سلام 

اینجور مواقع حرفمو دوست دارم اینجا بزنم

نمیخوام داستان بگم فقط ی خلاصه از زندگی.ما خانواده خوشبختی بودیم

کی تو ذهنتون خیلی خیلی همیشه خوشبخت بوده؟ما همونطور بودیم روزایی ک ب گذشته برمیگردم و فکر میکنم یا فیلمشونو میبینم رنگشون طلایی پر نور

تا راهنمایی همه چیـــز عالی بود پدرم میشه گفت یکی از پولدارترین ادمای شهر بود کنارش محبوب و شناخته و سرشناس تک تک ما حالمون خوب بود همیشه ده پله جلوتر بودیم ولی ولی ولی

انگار صاعقه زد ب زندگیمون

ی دونه برادرم مریض شد برادری ک تو اون زمان ک تو شهر ما اگ‌کسی پیکان داشت پولدار محسوب میشد اخرین مدلهای ماشین زیر پاش سفر خارجی انواع امکانات... مریضیش جسمی نبود روحی بود چند سال بعد پدرم در اثر ی سانحه ک اسم نمیبرم کـــل داراییش و از دست داد بد طور ضرر کردیم مصداق از عرش ب فرش زندگی خواهرم پاشید قطع ارتباط با فامیل

.. از اینچیزا ده دوازده سال میگذره الان خداروشکر خیلی وضع پدرم خوبه ولی هرگز هرگز نرسیدیم ب اون دوران... خدا سایشو کم نکنه سایه پدر مادرمو 

بهش فکر نمیکنیم اصلأ چون الان شکر خدا بابام کاسبیو همه چیزش خوبه ولی حیفم میاد کاش اون اتفاقا نمیوفتاد

بعد ۵ سال برگشتم.ولی دیگه همون آدمی نیستم که داشت میرفت.

برادرتون خوب شدن؟؟

مشکلش چی بود؟

حجاب یعنی زنده باد عشق ❤️(( از خانه قدم به دنیای بیرون بگذارید در حالی که زنانگی تان پشت در جامانده است، تا انسانی در جمع حضور یافته باشد و اندیشه و گفتار و رفتار او مورد توجه و احترام قرار بگیرد نه جلوه‌های زیبای جسم و زنانگی‌ اش.(امام موسی صدر)))

پریروز ا ارایشگاه دوستم رفتم حرف میزدیم و پرسید بهش گفتم ک چیشد و اینا گفت یادمه میومدم خونتون و اینا بابات میلیاردر بود ی آن دلم سوخت ک چرا واقعأ این اتفاقا بود کاش اونهمه مشکل پیش نمیومد مشکل پشت مشکل دوست ندارم اون روزا رو...

بعد ۵ سال برگشتم.ولی دیگه همون آدمی نیستم که داشت میرفت.

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

برادرتون خوب شدن؟؟ مشکلش چی بود؟

الان خوبه ولی افسردگی داره 

کلأ نتونست دیگه مثل قبلش ب زندگی برگرده مشکل روحی داشت

بعد ۵ سال برگشتم.ولی دیگه همون آدمی نیستم که داشت میرفت.
همین که پدرتون سایه ش بالا سرتون هست کافیه

درسته من عاشقشونم ولی واقعأ ادم گاهی حسرت میخوره این دو روز حالم بده فقط حسرت میخورم

بعد ۵ سال برگشتم.ولی دیگه همون آدمی نیستم که داشت میرفت.
خوش به حالتون بازهم یه دوره کوتاه خوشبختی و یه زندگی متفاوت و بالاتر از سطح جامعه و تجربه کردید خیلی ...

تجربه نکردنش خیلی بهتر از یهو از دست دادنشه بنظرم باور کن تغییر اینجوری تو زندگی مث صاعقه میمونه

بعد ۵ سال برگشتم.ولی دیگه همون آدمی نیستم که داشت میرفت.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز