من با بازی باهاش کار میکردم مثلا اینکه لگوهاشو براش شکل خونه درمیاوردم بعد ازش میخواستم بگه خونه یا اینکه هرچی بازی میکرد هی ازش میپرسیدم ااا ین چیه اینجا بعد با تعجب نگام میکرد دو بار که اسم رو میگفتم پشت سرم تکرار میکرد
باورت نمیشه من با بازی به این بچه هم رنگ ها رو اموزش دادم که الان همه رو میگه هم اعداد هم حیوونا رو
همشم با اسباب بازی هایی که خودش داشت
خانوما توروخدا با بچه هاتون کار کنین بهشون اموزش بدین به خدا این بچه ای که من باهاش کار میکردم مث ی زمین بایر بود بهش نقاشی کردن یاد دادم مداد دست گرفتن
یعنی حتی مامانش ی مداد نداده بود دستش
خب این چه وضعشه
تخم کفتر رو من قبول ندارم
نمیخوام قضاوت کنم کسی رو شاید واقعا بچه علاقه نشون نده به اموزش ولی کم ندیدم مادرایی که هیچ کاری نمیکنن برا اموزش
حیوونا رو براش بخر یکی یکی چند بار بهش بگو مثلا این گربه است و میگه میو میو
بعد مثلا مرغ و شتر و گربه رو بذار بگو گربه کو
اون خودش پیدا کنه بعد بگو چی میگفت گربه مطمئن باش زود میگه میو میو
خیلی زود راه میوفته
یا برا اعداد ۱۰ تا لگو رو مث ی خط بچین چند بار هی بلند بشمر ۱ ۲ ۳ .... ۵ بار که تکرار کنی دفعه ۶ باهات هم صدا میشه من حتی میذاشتمش رو بلندی میگفتم ۱ ۲ ۳ شرطی شده بود به ۳ که میرسید میپرید بغلم بعد مامانش میگفت تو خونه هرچی بازی میکنه برا خودش میشمره
یا باورت نمیشه دست چپ و راستشو نمیدونست کفش هاشو چپه پاش میکرد ولی خداییش سر دوماه تازه هفته ای ی بار بیشتر نمیدیدمش مث طوطی شده بود زنگ میزد موبایلم حرف میزد 😍