زمانی زنده ب گورم میکردند گاه سنگسار؛گاه مراضعیف میخواندندگاه لچک ب سر...ومن ازمردی ک تویی مردترم...
همان وقت ک توعربده میکشی ومن ازترس ابروپنجره رامیبندم ازتومردترم!
همان وقت ک من دردمیکشم وتوپدرمیشوی باورکن من ازتومردترم!
همان وقت ک تودرتاکسی زانویت راب زانویم میسایی ومن خودم راجمع میکنم واهسته میگویم اقای راننده لطفانگه داریدبازهم ازتومردترم!
همان وقت ک پیش پایم ترمزمیزنی ومیگویی چند؟ومن رویم رابرمیگردانم ودل ازدنیامیگیرم ودرونم شروع ب گریستنی سخت میکندک ب دورازاندیشه بیمارتوست!وباورکن همان لحظه ازتومردترم!
زن عشق زایید...وتوبرایش نام انتخاب کردی اودردمیکشدوتونگران ازاینکه بچه دخترنباشد....اوبیخوابی میکشدوتوخواب حوریان رامیبینی اومادرمیشود وهمانجاازاومیپرسند:نام پدر....