یه اقایی 35ساله از اشناها از وقتی مجرد بود تا وقتی متاهل شد دائم ظاهر دیگرانو مسخره میکرد حتی بهشون توهین میکرد با یه خانم خیلی چشم و گوش بسته ازدواج کرد بعد دوسال خانمش کلی عمل زیبایی انجام داد با این ک مصنوعی شد چهرش بازم خوب شد میگفت شوهرم ب زور منو میبرده
دیروز بعد یه ماه اومد ایران چون یه کشور دیگ بود زایمان خانمشم نبود
وقتی چهره دخترشو دیده تمام شیشهای خونه رو شکونده 😑😑😑😑😑