خب برو تفریح برو خونه ی مامانت برو بیرون برو بگرد بچرخ زندگی کن چرا وقتی انقدر راحت میشه خوش گذروند دنبال چیزی میگردی که خسته ت کنه و توانتو بگیره.بابا اینجا ایرانه مردامون نتونستن به هدفاشون برسن چه برسه به ما زنا با اینهمه محدودیته مسخره!
مگه چی میخواستیم از زندگی که نذاشتن بهش برسیم.مگه شوهرامون چی خواستن جز یه شغل مناسب و مرتبط به درسی که خوندن؟!تا وقتی تو ایران زندگی میکنیم همینه و همینه و همینه.
فکر میکنی زنایی که کار میکنن به هدفشون رسیدن؟شاید از ۱۰۰نفر فقط ۲نفر با عشق میرن سرکار و سرحال میان خونه
کی تونسته جایی باشه که میخواد؟
نشستی پای درد و دلاشون؟
طرف دوست داشته دکتر بشه درسش خوب بوده شده پرستار چرا؟؟؟چون سهمیه نداشته
طرف میخواسته مهندس بشه شده معلم
میخواسته حسابدار بشه شده طراح
میخواسته نقاش بشه شده خیاط
کی سرجاشه؟کی جایی هست که دلش هست؟
فکر میکنی اگه هدف داشته باشی بهش میرسی؟اره شاید برسی ولی اگه خیلی خیلی خیلی شانست خوب باشه.تو ایران فقط آرزو سهمه آدماست بجز کسایی که پول و شهرت دارن که با پول حتی آدمارو میخرن چه برسه به چیزایی که دلشون میخواد
تو این مملکت تا وقتی اینطوریه و انقد توش ناحق وجود داره باید خودتو بزنی به بی عاری حداقل تا وقتی که اینجا اینجوریه وگرنه آدم دق میکنه.فکر میکنی بقیه ی ما ها حالمون خوبه نبخدا من شعر میگم من مینویسم میخوام چاپش کنم نمیتونم نمیتونم میگه باید اسپانسر داشته باشی که اگر ضرر مالی اتفاق افتاد واسه اسپانسرت اتفاق بیفته در حالیکه اگه فروش بره تو تکشون سود دریافت میکنن.واسه من مسئله پولش نیست اما مملکتی که واسه احساس و هنر و استعدادِ آدما ارزش قائل نیست به کجا میتونه برسه؟