2821
2789
عنوان

داستان

494 بازدید | 20 پست

من خیلی به نوشتن علاقه دارم  داستان زیاد مینویسم رمان گونه بیشتر عاشقانه!  دلم میخواد خونده شه 

اینجا دوس دارین هر شب ی قسمت بذارم !؟ 

اگه دوست ندارین بگین  کلا موافقین با داستان گذاشتم یا نه!؟

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

ممنون که استقبال کردین  از‌روی دفترچه ام باید تایپ کنم تو گوشی امشب یکم طول میکشه ببخشید

اشکالی نداره عزیزم اونایی که نتونن امشب بخونن فرداصبح میخونن.امشب ساعت چندمیزاری؟

خاطره زایمانم🌷خدا گفت ببرینش جهنم،برگشت و نگاهی به خدا کرد،خدا گفت : نبرینش،او را به بهشت ببرین !فرشتگان سوال کردند چرا ؟جواب آمد:چون اوهنوزبه من امیدواراست!🌷
من جرات ندارم بخونم میترسم بخونم به جاهای حساسش ک برسم ببینم ترکیده تاپیک کم ازین بلاها سرم نیومده

ممکنه بترکه !؟ چرا اخه چیز بدی نداره 

اگه ممکنه بترکه و ایراد داره اصلا نذارم که خانوما اذیت نشن

ممکنه بترکه !؟ چرا اخه چیز بدی نداره  اگه ممکنه بترکه و ایراد داره اصلا نذارم که خانوما اذیت ن ...

نمیدونم والا داستانت درچه مورده

ولی زیاد دیدم اینحوری شده

رابطه ی خاص به صورت واضح اکه گفته بشه توش مشروب خوردن و کلا ازین چیزا باشه توش میترکه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز