من خودم مخالف سرسخت ازدواج تو سن پایین هستم بخاطر اینکه احساسم به من میگه گند زده میشه تو دنیای معصومانه دخترها و میشن عروسک اون نرررر خررررری که عقدشون کرده و چشم باز میکنن میوفتن تو باتلاق زناشویی میگم باتلاق چون برای بچه واقعا باتلاق محسوب میشه.
اما...خیلی چیزها هست که ماها از پشت پرده اش خبر نداریم مثلا من میشناسم دختربچه ای رو که وقتی با مخالفت خانواده اش روبرو شد یواشکی دوست پسرش رو آورد تو حمام خونه شون و....خانواده اش رضایت دادن به این ازدواج تا بیشتر از این رسوایی به بار نیاد.
میشناسم دختر بچه ای رو که عاشق پسر پانزده ساله شد خودش سیزده چهارده ساله بود پدر و مادرش روستایی بودن کار میکردن بیشتر وقت ها خونه نبودن پسره ميومد پیش دختره و بقیه ماجرا...فکر کنید یه روز مادربزرگ و پدربزرگ دختره زنگ زدن به پدرش گفتن عقد دخترته بیا امضا کن پدره اصلا روحش خبر نداشت گفت دختر من بچه است مادربزرگه گفت اگه نیای امضا کنی میام طناب ميندازم گردنت میارمت خبر نداری دخترت چقدر با این پسره خوابیده یکی رفت دنبال پدره بردش امضا کرد یه مدت بعد عقد پسره دیگه مدرسه نرفت گفت دوستام مسخره ام میکنن که زن دارم قید درس رو زد مادر پسر میگفت من میخوام این عروس رو تو مشتم بگیرم جوری که میخوام تربیتش کنم.
از پشت صحنه بعضی از این ازدواج های کودکان ما خبر نداریم.