من چون حوصله ظرف شستن نداشتم، به مادرشوهرم اینا گفتم شام نمیخوام و اومدم بالا، چون ظهر و عصر که مهمونی بودیم من و مادرشوهرم ظرفارو شستیم و جاریم پس از صرف غذاش رفت تو اتاق😐😐😐
هیچی دیگه حالا تنهایی نشستم و موندم تا صبح چیکار کنم😕😕😕، شما در چه حالین؟؟؟
نزدیک نیستن ک یکیشون باغ داره اونجا جمع میشن لعنتیا....دلم خونه بقرآن یه مدت خیلی خوب شده بود...دوباره هرهفته میره باشون....هیچوقت مادرشوهرمو نمیبخشم...ک چون پسرش اینجور بود بهش زن داد ک خوب بشه...ولی.....😢😢😢😢😢😢
💕💜😎والا الان خوشکل زیاد شده...قدیما دو سه نفر بیشتر نبودیم😎💜💕کانال پراز نمدی های خوشکل من@namadigolgoli