2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خلاصه شوهرم ماشین برد برا تعمیر منم وسایلم را جمع کردم که بریم ولی ماشینمون درست نشد،من خیلی ناراحت بودم چون معلوم نیست دیگه بتونه مرخصی بگیره شوهر به باباش گفت بازم بیا بریم باهم اون قبول نکرد واقعا دلم شکست خیلی دوست داشتم برم،

از اون طرف زن داداشم که خاله شوهرم هم میشه زنگ زده بهم که حالا چرا میخوای بری الان اونجا شلوغه وصلاح نیست تو هم بری،بعد من فهمیدم دوتا دختراش وشوهر یکیشون قرار گذاشتن با پدر شوهرم برن

واقعا اینم که فهمیدم اعصاب خورد شد به شوهرم گفتم فقط من زیادی بودم،تازه من فوقش یه نصف روز میرفتم خونه برادر شوهرم بقیه اش را میرفتم خونه خواهرم

دیروز بعد این اتفاقا به خواهرم گفتم خیلی از دست همشون ناراحتم،ایشالله پدرشوهرم تصادف کنه داره می‌ره اینم بگم پدرشوهرم میگفت ظهر نمیام بریم چون ممکنه سرسیلندر ماشین بسوزه،کلا هم حاضر نیست کولر ماشین روشن کنه

حالا الان برادر شوهرم زنگ زده که بابا صبح داشته میومده تصادف کرده جلو ماشین داغون شده  

الان نمیدونم ناراحت باشم براش یا خوشحال باشم خدا تلافی دل شکسته منا سرش اورد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792