دیروز بعد این اتفاقا به خواهرم گفتم خیلی از دست همشون ناراحتم،ایشالله پدرشوهرم تصادف کنه داره میره اینم بگم پدرشوهرم میگفت ظهر نمیام بریم چون ممکنه سرسیلندر ماشین بسوزه،کلا هم حاضر نیست کولر ماشین روشن کنه
حالا الان برادر شوهرم زنگ زده که بابا صبح داشته میومده تصادف کرده جلو ماشین داغون شده
الان نمیدونم ناراحت باشم براش یا خوشحال باشم خدا تلافی دل شکسته منا سرش اورد