چند روز پیش با خانواده همسرم بیرون دعوت بودیم بعد یکی از دختر عمو هاش باشوهرم خیلی شوخی میکرد وهی دست به شوهرم میزد و تو ماشین دست به شکم همسرم میزد ونیشکونش میگرفت من خیلی ناراحت شدم شوهرم ناراحت شد و گفت دیگه هیچ موقه با دختر عموش جایی نمیریم
داداشش ک قضیه رو فهمید به زنش (جاریم) گفت اونام خواستن امروز باهاشون بریم بیرون ولی شوهرم چون این دختر عموشم بود قبول نکرد بعد برادرش باخنده بهش گفته زنم گفته به دختر عمو میگم فقط دست به شوهرمن بزنه به تو دست نزنه
من وقتی فهمیدم از دست جاریم خیلی ناراحت شدم ولی نمیدونم این دفه ک میبینمش چ عکس العملی نشون بدم همیشه باهاش خوب بودم وهمیشه همه جا سعی میکردم طرفداریش کنم