خانما من با برادر شوهرم واینا مشکل داشتیم خیلی زیاد که چند وقت قهر بودیم ولی سر مریضی مادرش برادرا باهم روبرو شدن ، دیروزم برادرش بیمارستان بستری بود که من نرفتم ، حالا مادرش زنگ زد بیا بریم در خونه برادرت کاری دارم ، من بهش گفتم نباید بری تو خونش بشینی ، اینم بگم برادرش وخانمش خیلی منو اذیت کردن ، به خانوادم توهین کردن ، ولی حالا این حرف من صحیح بود