پارت 114
شب عروسی بود و همه درگیر لباس پوشیدن و آرایش کردن بودن
منم یه دوش گرفتم و موهامو فر کردم و یه آرایش ساده رو صورتم انجام دادم
دلم لباس محلی میخواست
از این لباس شمالی ها
خوشم نمیومد مثل بقیه یه لباس مجلسی بپوشم
یه لباس شمالی داشتم که خیلی دوسش داشتم از چند سال قبل بود اما هنوز اندازم بود پیراهن سفیدی داشت و دامن قرمز شمالی
لباس رو پوشیدم و یه روسری قرمز ام مثل شمالی ها بستم گردنبند و دستبندمو هم به دستم انداختم
سپهر : بَهه دختر شمالی ما چطوره / بهم میاد؟ / آره من چی بپوشم؟ / کت و شلوار سورمه ای و پیراهن سفید! / کجاست؟ / اتو کردم اونجا آویزون کردم / سپهرم رفت چیزی که گفتم رو پوشید یه سرهمی سورمه ای ام برای پارسا پوشیدم با کلاه قرمز عروسکی
یه چیزی بین لباس های خودم و سپهر ستش کردم