2777
2789
عنوان

خرید عقد

144 بازدید | 15 پست

سلام دوستان من نامزدم و همسرم شرایط مالی خوبی نداره در حال حاظر البته حدود ۲۰ گرم طلا خریده بودیم برای عقد کار و کاسبی راه انداخت مجبور شدین بفروشیم الان میکه طلا نخریم الان نمیتونم بخرم فقط عقد کنیم دخالت های بقیه از سرمون کم بشه شما چی میگید اینم بگم که نزدیک دو سال نامزدیم و خانواده من خیلی محدود میکنن و سعی در جدایی ما دارن نظر شما چیه میترسم خیلی باهاش راه بیام کم ارزش شم پیشش

خب تو این شرایط باید باهاش راه بیای دیگه

امروز تو این سختی باهاش راه نیای پس کی میخوای راه بیای

یادت نره شما زن و شوهرید یعنی قراره همراه و همدم هم باشید هم تو روزای سخت هم تو روزای آسون

منم تازه عقد کردم کلا همسرم ۲۰ گرم طلا گرفت تازه اونم باید بفروشیم 🌚 میدونم نمیشه بعد خرید ولی طلا واقعاً برام مهم نیست و دیگه ازش نمیخوام ، مهم اینه که بتونم تو هر شرایطی کنارش باشم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اول ببین دلیل خانوادت برای اینکه دوست دارن جدا بشید چیه

یکی از دلایلش لینه که خانواده مادریش که با هم رفت و آمد خاصی ام ندارن و اینا کلا توی یه شهر دیگه ان پشتشون حرفه کع میگن آدمای زور گویی هستن در صورتی که من واقعا زورگویی از این اقا یا حتی مادرش ندیدم واقعا تا الان چه رو به روی من چه تا جایی که خبر دارم پشتم چیزی نگفته که بخواد سلطنت کنه هرچند کع مادرشوهره و اون چیزایی ذاتی کع هست قابل توجیه نیست یکی اینکه مامانم میگه چون خانوادش نیومدن بهت سربزنن بی سر و پا ان یکی اینکه بابام میگه توی یه شهر دیگه زندگی میکنن توعم بری اونجا اگه مشکلی داشته باشی من نمیتونم بیام در صورتی که اون شهر شهر مادرم و پدرم ار اون شهر متنفره و میگه که بعداز ازدواج من مادرم مجبورش میکنه بیاد اون شهر بابام از اوت شهر نهایت تنفر دو داره چون زندکی خوبی با مادرم ندارن خیلی اختلاف دارن

خب تو این شرایط باید باهاش راه بیای دیگه امروز تو این سختی باهاش راه نیای پس کی میخوای راه بیای یادت ...

حق باشماست عزیزم اول که امیدوارم از یه جایی برسه براتون که نیاز نباشه طلا بفروشید ولی راستش من فکر میکتم حالا خودش به کنار خانوادش فردا نگن خوب بود مفت مفت عروس آوردیم چون عروس رو اول کع ارودن تقریبا ۱۰ سال پیش براش عقد و عروسی و طلا و همه چی فراهم کردن برای مت عین خیالشون نبست هیچ کاری نکردن

یکی از دلایلش لینه که خانواده مادریش که با هم رفت و آمد خاصی ام ندارن و اینا کلا توی یه شهر دیگه ان ...

عزیزم اگه میدونی قرار نیست خانوادت کنار بیان همین الان تموم کن والا خواهرمم مثل شما خانوادم مخالف بودن اخرشم جدا شدن

خانواده اش کمکش نمی کنند؟

خانوادش که چه عرض کنم همه جی رو گذاشتن رو دوش این بیچاره میخواد عیدی بیاره خودش باید بیاره شب یلدایی خورش باید بیاره میان سر بزنن از میوه و شیرینی یا یدونه روسری ام بخواد بگیره باید خودش بیاره دلمم راستش واسش میسوزه ولی خیلی عقده از پدر مادرش دارم هبچ کاری واسه من و پسرشون نمیکنن من به جهنم انگار نه انگار این بیچاره پسرشونه حتی پارسال یه پولی قرار بود بدن بهش به امانت که طلا بخره تا ما خبر دار شدیم باباش پولو رو داده بود به پسر بزرگش فقط ازش توقع دارن خیال دارن این برای اونا خرج کنه فراهم کنه اینقدر فکر میکنم صبح تا شب روانی شدم به خدا

عزیزم اگه میدونی قرار نیست خانوادت کنار بیان همین الان تموم کن والا خواهرمم مثل شما خانوادم مخالف بو ...

اخه عزیزم من رابطم با ایشون یه روز دو روز نیست به خدا بالای چهار ساله ما همو میشناسیم نزدیک دو سال نامزدیم من که به کنار اون خیلی منو دوسم داره نمیتونه اصلا چند ماه پیش سر یه اختلافی میخواستم جدا شم اصلا نشد

اخه اینجوری تو زندگی اذیت نمی شید؟

در حال حاظر که چرا خیلی ام اذیت میشم ولی راستش به خاطر خودش ادامه دادم میگم خانوادش اینجورین خب باشه گناه خودش چیه خیلی دوسم داره بعد با اینکه الان شرایط مالشم مساعد نیست واقعا شده قرض کنه از کسی بیاد خونمون یا من برم خونشون برام سنگ تموم میذاره چند روز پیش اومدن سر زدن چند جعبه انواع میوه ها شیرینی چندتا لباس انواع ترشی و خوراکی با اینکه میدونم دستش خالیه و به خاطر من و به سختی فراهم کرده باشع

در حال حاظر که چرا خیلی ام اذیت میشم ولی راستش به خاطر خودش ادامه دادم میگم خانوادش اینجورین خب باشه ...

ببین اگه میخوای قبول کنی با این حالت قبول نکن که نمیخوام ایرادی نداره

حداقل بگو منم خیلی دوست دارم اینا رو داشته باشیم و الان چون شرایطش رو نداریم چشم پوشی می کنم ولی بعدا برام بخر.

ببین اگه میخوای قبول کنی با این حالت قبول نکن که نمیخوام ایرادی نداره حداقل بگو منم خیلی دوست دارم ا ...

درسته خیلی ممنونم از نظرتون بعد ببخشید شما تجربه زندکی دارید ممنون میشم راهنمایی کنید من همش حس عصبانیت و حسادت تو وجودم میاد که واسه عروس اولی این کار رو کردن اون کار رو کردن با خانوادش چطور برخورد کتم درسته؟ اصلا طبق تجربه شما با این شرایطی که دارم چیکار کنم درسته

درسته خیلی ممنونم از نظرتون بعد ببخشید شما تجربه زندکی دارید ممنون میشم راهنمایی کنید من همش حس عصبا ...


والا خانواده ی شوهر خوبشم بده من نمی تونم در این مورد نظر بدم، ولی من کلا توصیه ام اینه از چیزی نگذرید اول زندگی پول دستتونه و می تونید خرج کنید چه عروسی ، چه خرید و... بعدا بیفتین توی زندگی خرج و مخارج دیگه هست و بعد هم خیلیاش تکرار نمی شه

ولی شرایط شما خاصه همسرتون واقعا علاقه دارند بهتون،. اگه میخواید گذشت کنید بدونه که دلتون میخواسته این چیزا رو ولی به خاطرش فعلا چشم پوشی کردید

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2847
2834
2835
2108