آقا ما کله صبح رفتیم مدرسه دیدیم فلزیاب خریدن برای گوشی همش بخاظر قزن سوتین و فنر سوتین بهمون دست میزدن یکی از بچه ها زیر شیکمش حیلی پایینتر صدا داد میخواستن دست کنن تو شلوارش
به سینه های خودم دست زدن چند چندبار بخاطر فنر صدا داد
اومدیم تو کلاس دیدیم وسایلمو بهم ریختس فهمیدیم بدون اجازه ما چک کردن کیفامونو بدون اطلاع خودمون
حالا ضایع شدن چون هممون پاک بودیم
سر اینکه دفتر برنامه ریزی نیاوردم هم به بابام هم به مامانم تو اس ام اس تو بله پیام دادن که من نیاوردم چیزی و خودش مشاورمون گف که کار زشتیه بنظرم به پدرومادر بچه نهمی اظلاع بدن و دلیل این کارشونو پرسیدم گفتن بخاطر خواب بودن جنابعالیه (همه دبیرا راضیم ازم هم از لحاظ درسی هم از لحاظ احترامی) ی دفعه غایب بودم نتونستم پلنرمو ببدم سر اون شر بپا کردن یدفعه ایندفعه
وای خسته شدم اومدم خونه مامانم شروع کرده به بهانه گیری که پلنرتو نبرد و ال و بل اعصابم یهویی خورد شد شروع کردم به گریه کردن باز ادامه داد ابرو نذاشتی برام دیگه شروع کردم اسیب زدن به خودم (هروقت فشار زیادی میاد بهم ناخدااگاه اینجوری میشم چنددفعه شده) چندبارم به مامانم گفتم میخوان تایم رفتن به دستشویی و اب خوردن و حرفای دوستامم گزارش بدن نظرت چیه؟
خدایی سر کارای مدرسه بدم اومده از همچی رفیقی همندارم که تو مدرسه باشه و مهربون باشه باهام اول سال و سال پیش دوس داشتم الان بدم میاد ولی عادیه در هرصورت باید برم
15 سالمه کلاس نهمم