واقعا خستم بابام نمیذاره برم بیرون دوستامو میبینم حسرت میخورم یعنی چی هیچ کجا نمیذاره مگر با کلی التماس اوندفه هم با دوستام با کلی التماس فقط یک اتاق فرار گذاشت برم گفت دیگه بعد این اتاق فرار هیچجا نمیذارم بری ولی یکی از دوستام هست همیشه ی خدا بیرونه با دوستاش باباش بهش هیچی نمیگه ما چون توی یه شهرستان کوچیک هم زندگی میکنیم از ترس حرفای مردم تا سر کوچه هم نمیذاره برم خستم واقعا افسردگی گرفتم