پدرم معتاد بود ما ازدواج کردیم
بعدش مامانم طلاق گرف
بابام روی سر ما خراب شد
که شما باعث بانیش شدین
یه بار اومد با یکیشون دعوا کرد اونا زدنش
بعد دیگه نیومد
موند اللن صبح احساس کردم از مشتری های شوهرمه گفتم پاشو مغازه اومدن پاشو برو
بعد دیدم وقتی پاشد بابام بود هعی فحش میداد
پدرشوهرم سپر شده بود پسراش نزنشش
هعی جلوشو میگرفت میگفت برید
برید کاری نداشته باشید باهاش
بعد از این رفت بعد با موتور اومد فحش داد رفت فحش ناموسی
اینا هیچی نگفتنن
بعد دوباره اومد گرفتنش موتورش هم دومادمون برد دم درشون
خودش نمیدونم چیشد
گرفتن تحویل بدن کجاست و اینا