امروز مریض شدم و رفتم تنها سرم زدم
الان در حالی که حال ندارم از جام بلند شم تا یک چیزی پیدا کنم بخورم، دلتنگ محبت های مامان شدم که وقتی مریض میشدم برام از سوپ های خوشمزه اش میپخت؛ راستی مامان من امروز که فریزر رو باز کردم جوهایی رو دیدم که پخته بودی برای سوپ، هویج هایی رو دیدم که با دستات خرد کرده بودی، جعفری رو دیدم که فریز کرده بودی بریزی تو سوپ. ولی حیف که خودت نیستی😭💔
هیچ کس تاکید میکنم هیچ کس نمیتونه یک صدم مبحت های بی منت مادر رو در زندگی فرزند پر کنه، مادرها فرشته هایی هستند که بی منت خودشون رو فدای فرزند میکنن.
دعا کنین حالم فردا بهتر بشه بتونم برم سرخاک مامانم🖤