سلام من با یک اقا پسری آشنا شدم که از نظر شغل و خانواده به هم میخوریم(البته داخل فضای مجازی) بنده از روز اول همه چی را با خانواده ام در میان گذاشتم و از همه چی خبر دارند
این اقا پسر بعد از یکم صحبت به بنده گفتند که بیا بریم همدیگه را ببینیم مامانم گفت ازش سوال که خانواده ات میدونن یا نه...
که گفت نه و مشکل اقتصادی دارم فعلا و... از این جور موارد
من باهاشون یک صحبت تلفنی داشتم و بنابر اعتقاد من قرار شد دیگه با هم صحبت نکنیم تا ایشون به ثابت برسن اوضاع زندگی شون و بعد بگن به پدر و مادر شون و من همراه با مادرم و ایشون هم همراه با مادرشون تشریف ببریم یک مکان عمومی جهت آشنایی بیشتر
خلاصه یک ماهی گذشت و دوباره بهم پیام دادن و اصرار پشت اصرار که دوست دارم ببینمتون و..
و یه چیزی تو صحبت هاش فهمیدم که میگه اول من و ایشون همدیگه را ببینیم یک مدت رفت و آمد کنیم اگر هر دو همدیگه را از نظر ظاهری،اخلاقی و.. پسندیدم بعد ایشون بره به خانواده اش اطلاع بده...
من حس میکنم درخواست بدی نداره چون میگه خانواده من اینجوری نیستند که فرصت آشنایی زیادی بدن و میگن سریع ازدواج کنید
من قبول دارم که شناخت و اینکه دو نفر همدیگه را بپسند و..خیلی مهمه و بارها تو دانشگاه روی این موارد تاکید کرده اند..
حالا اگر درخواست دا. دوباره به نظرتون من با مادرم برم؟
اما فعلا مامانم جلو نیاد
خیلی اذیت میشم از نظر روحی نمیدونم چرا برام سخته
اما از یک طرف هم این مورد که باید همدیگه را بشناسیم را قبول دارم..
از نظر سنی من ۲۱ سالمه ایشون ۲۳ ساله و هر دو شغل داریم و همکار هستیم اما تو فضای مجازی آشنایی فراهم شد