یچیزی ت ذهنمه
اونم اینه ک
اصلا دختر زرنگ و زیبایی نیستم
اتفاقا خیلی پخمه و بیریختم
جوری ک صبح ب مامانم میگفتم هیچ پسری حاضر نمیشه برای من پول خرج کنه یا بهم طولانی مدت احترام بزاره.
اصلا کاری ندارم واقعیت چیه! حس من اینه! بشدت شل کردم چون خسته شدم از این افکار. دیگ کسیم دوس ندارم ن دوستایی ک داشتم نه کسایی ک بهشون حس دارم ن فامیل دیگ کسی واسم ارزشی نداره. حس میکنم ی عمر الکی مودب بودم کاش گرگ بودم حداقل الان راضی بودم از خودم ن اینکه از یسری ادما ک لیاقت ندارن حرف بخورم