2777
2789
عنوان

خواهر ناتنی

162 بازدید | 8 پست

من قبلا که مجرد بودم خیلی باهاش میگشتم

بعدش حرفایی که قبلا جلوی هم زده بودیم رو دقیقا رفته بود به خانواده ای شوهرش گفته بود و اونا هم با خانواده ای شوهر من یه ارتباط کوچیکی دارن بعد دیگه اینا گذشت

چندروز پیش خواهر زاده ای شوهرم مغازه باز میکنه کنار خونه ای اینا

این خواهرم حالا یه جند بار میره باهم اشنا میشن دیگه حرف اینا میزنن

بعد خواهر زاده اش میگه اره فعلانی قبلا از دست تو ناراحت بوده

یعنی من

میگفت که تو توی خاستکاری همش میگفتی. برو به اون یکی خواستکارت به اینکی نرو

اونی که خواهر ناتنی میکفت ۳۵ سالشه و من ۱۸

من رفتم به کسی که سنش خیلی پاینن تره و با خودم سازگاره

اما اون موقعه جون از بابام دل خوشی نداشتم در حقم بدی زیادی کرده بود و میگفت برو به این من قبول نمیکردم همونی که سنش پایینه

حالا هر چی

ما ازدواج کردیم

کنار هم هم خیلی خوبیم

منتها این که بهش این حرفا زده خواهر ناتنی گفته اون دلش نبود بره انداختن تعقصیر من که تو نمیزاری بره

البته خودش هم همش میگفت برو اون اون فعلانه بهمانه

و خیلی از اینا که من دودل شدم

دیگه منم انسانم تا یه حدی فشار

مت ازدواج کردم تموم شده

باهم هم خوبیم

اما باز انکار خواهر نانیتم تموم سعیش رو میکنه که قصیه رو دوباره باز کنع دوباره بگه تو دلت نبوده

گفتم چون مامانم طلاق گرفته با بابام هیچدوم خوب نیستیم این بنده خدا هم تنهاس شوهرش هم تیکه مینداخته فامیلات ارتباط نداره

اما احساس میکنم صمیمی شم یه حرفی رو ازم به اون خانواده میگه یا یه کاری میکنه


از یه لحاظم خانواده ندازه مارو خانواده ای خودش میدونه

نمیدونم چیکار کنم

من کالسکه و صندلی ماشین بچه‌مو از بی‌بی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضی‌ام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بی‌بی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:

https://babylifeshiraz.com/

نمیدونم قبلا حرف زیاد اورده برده عصبی بشه همرو میگخ


مشکل از خواهرت نیست مشکل بیشتر ازشماست که جریان خواستگاری قبلی و حرفای خواهرت رو به خانواده شوهرت گفتی اصلا چه دلیلی داشتی که گفتی؟ حق داره ازت ناراحت بشه

مشکل از خواهرت نیست مشکل بیشتر ازشماست که جریان خواستگاری قبلی و حرفای خواهرت رو به خانواده شوهرت گف ...

ببین اپن خودش خیلی حرفای مارو برده بود

مامانم مثل ما بزرگش کرده بود هیچ فرقی نذاشته بود رفته بود گفته بود این زنه سلطه اس تعقصیر اینه بابام بی گناههه

باباش که بابای منم هست معتاده هزار تا چیز دیکه میکشه و تا میتونه ضلم میکنه

رفته بود گفته بود فعلانی میگه یعنی من و مامانم خواستگاری که سنش پاینه اینه اونه فعلانع از خودش هم اصافه کرده بود گذاشته بود کف دست اونا

خب اونا هم میگفتن وقتی عقد کردین چرا این حرفو در موردش میزنی شوهرته خودت خراب میشی منم واقیعت رو گفتم

خواستگار قبلی هم توی یه شهر کویچکیم همه خبر دارن


هیچکدوم از حرفای خواهر ناتنی که رفته به این و اون گفته رو گردن نگیر و توجیه نکناینو حتما یادت باشهبگ ...

ببین کلا مشگل من اینه که تموم شده من تموم کردم

گفتم ازدواج کردیم الانم راضیمم کنار هم خوشبختیم

این میاد تلخی اون روزا رویاداوری میکنه و یه بار دیگه توجیه میکنه

درسته خواهر زاده ای شوهرم دهن لقی کرده پیاز داغش هم اضافه کرده

خواهر ناتنیم نباید این حرفو میزد

مثلا فک کن خواهر زاده اش هم خبر چین

بیاد بگه به شوهرم این دلش نبوده؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108