باز اینطوری بهتره . منم بچه هام کوچیک بودن میخواستم طلاق بگیرم .سه ماه جدا زندگی کردم . دختر کوچیکم مثل آدامس می چسبید به من حتی نمیزاشت برم خرید . چه برسه به کار کردن .
دیدم مستاجرم حمایت مالی ام که ندارم گردنمو کج کردم برگشتم خونه ی شوهرِ هرزه ی بیشرفم
الان بعد از چند سال که بچه هام بزرگتر شدن میخوام جداشم از شدت افسردگیه بلاهایی که شوهرم سرم آورده جونِ کار کردن ندارم . گرونی ام که کولاک کرده 😢