دو سه روز بود که خونه پدر شوهرم بودم. ما شهرمون از هم دوره و عقد هستیم
استرس مامانم رو داشتم. مامانم بیماری اعصاب داره و افسرده است برای همین همیشه خیلی باهام تند برخورد میکنه که مثلا چرا میری اونجا یا چرا می مونی؟
قرار بود شوهرم امروز که پنجشنبه است بیاد شهرمون چون شام دعوتیم خونه برادرم ، ولی من صبر نکردم و دیروز که چهارشنبه باشه گفتم منو بیاره خونه. چون هر چی هم زنگ میزدم خونه کسی جواب نمی داد و نگران هم شدم
حالا مادر شوهرم اینا فکر میکنن من دوست نداشتم بمونم چون هی می گفتن که بمون فردا برو
از طرفی شوهرم به خاطر خستگی راه ممکنه دیگه نتونه بیاد
حالا از دیروز همش حرص میخورم، کارم خیلی اشتباه بود؟