روز جشن ک دیروز بود از ساعت ۸ رفتم مدرسه قدم ب قدم کنارشون بودم تزئینات وپذیرایی و....
اما این خانوم حساااااابی تو قیافه بود با من...انگار طلب میخواست و خیلی با لحن بدی حرف میزد....
بعد اعلام کرد بقیه کلاسا نفری ۵۰۰ گرفتن من کمتر گرفتم...اما کلاس و واسه بچه هاتون تزئین کردم و...
منم گفتم واقعا زحمت کشیدین همه چی عالی و قشنگه اما خب بقیه کلاسا مجبور شدن هزینه رو برگردونن چون ب مدیر شکایت کردن و همه پول و برگردوندن ..همین
آخر شب دیدم تو گروه کلاسی نوشته قلبم درد میکنه
انقدر از حرف مامان فلانی ناراحت شدم
ب من گفتن پولا رو واسه خودت میگیری
من آنقدر شوک شده بودم نمیدونستم چی بگم ...اما توضیح دادم و از خودم دفاع کردم و گفتم همیشه همراه بودم ...بعد نماینده همه پیام هارو پاک کرد و ب معلم گفته من میخواستم آبروشون ببرم ک هیچ کاری و خودش نکرده