2777
2789

من کالسکه و صندلی ماشین بچه‌مو از بی‌بی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضی‌ام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بی‌بی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:

https://babylifeshiraz.com/

این قضیه در رابطه با خیانتی هست که از چهار ماه پیش متوجهش شدم

من سه ساله ازدواج کردم تو این سه سال بالا پایینی زیادی رو چشیدم و تا اخلاق همسرم دستم اومد طول کشید (قبل ازدواج بداخلاق نبود بعد ازدواج بداخلاق شد)تازه داشتم روی خوش زندگی رو میدیدم هشت ماهیی بود زندگی خوب بود و من خیلی کنار اومدم تا خوب شد و اینم بگم بسیار به همسرم اعتماد داشتم یه شب رفت بیرون و مست و پاتیل ۵صبح اومد و این بنظرم شد شروع ماجرا

کم کم دیگه اصلا منو بیرون نمیبرد و وقتی میگفتم میگفت نه من خستم (راننده تریلیه)منم میگفتم زن باید درک کنه خب اشکال ندارد دوباره به شب رفت بیرون و تا ساعت ۹صبح نیومد خونه و وقتی گفتم گفت آره با دوستم بیرون بودم و مست بودم خوابم رفت منم گفتم اشکال نداره و اینم بگم رمز یکی از گوشی های همسرم و داشتم اما اصلا نمیگشتم گوشیاشو

دیگه خیلی باهام خوب شده بود لفظی و حتا توی رفتار و من فکر میکردم دوسم داره و بهش اعتماد کردم یه شب گفت خانومم من میخوام برم فلان جا با دوستم تا صبح با رفیقا بشینیم باشه عزیزم منم اعتماد داشتم و فکر میکردم جنبه داره گفتم اشکالی ندارد اما یهو دیدم زنگ زد به همون دوستش که قرار بود شب بره بیرون و فکر کرد من نمیبینم و گفت آره من با (اسم همون دوستش و گفت)امشب میرم بیرون تو نمیایی و داشت یه جورایی آمار میداد که اگه زنگت زدم و رو رفتم بگی پیش توعم

سرتون رو درد نیاورم اون رفتو منم تو دلم شک افتاد و تا صبح خوایم نبرد فردا برا ناهار خونه بود ناهار خوردو خوابید منم گوشیشو برداشتم میخواستم با مامانم تماس بگیرم شارژ نداشتم اون لحظه و بعد تماسم یه شماره نظرمو جلب کرد🙂خیلی حس بدی بود وقتی پیام رو باز کردم و دیدم شازده دیشب با دوستش بیرون نبوده و با این زن بوده به معنای واقعی شکستم دستام میلرزید یه کرده بودم رفته بودن ویلا دو تایی و وای چی بر من گذشت چیزی نگفتم از پیام عکس گرفتم و صبر کردم بیدار بشه

سرتون رو درد نیاورم اون رفتو منم تو دلم شک افتاد و تا صبح خوایم نبرد فردا برا ناهار خونه بود ناهار خ ...

لطفا لایکم کن

خدایا حسرت خاله شدن و به دل من نذار 💔دامن همه منتظرا رو سبز کن،خواهر منم جزوشون باشه....آمین یا رب العالمین 🤲پروردگارا دو تا پسرام نفسای منن،،،،مراقبشون باش❤️بالاخره منم خاله شدم😍😍😍خدایاااااااا شککککککککرت،انشالله قسمت همه منتظرا

وقتی بیدار شد گفتم خوش گذشت گفت تیکه میندازی گفتم نه عزیزم کسی که میره عشق بازی میکنه که نباید اینقدر بد اخلاق باشه یهو کپ کرد ترسید گفت وایسا اونطوری که تو فکر میکنی نیست رفیقم با گوشی من پیام داده و یهو اسم رفیقشو اشتباه گفت و گفتم تو گفتی با اون یکی رفتی گفت نه دروغ گفتم من با این یکی رفیقم رفتمو اون از گوشی من پیام داده دوست دخترش وگرنه من میدونستم تو روز داری چرا پاک نکردم اگه از خودم بود والا راستش باور نکردم اما دلم میخواست باور کنم گفتم داری مثل سگ دروغ میگی چرا رفیقا باید با گوشی تو پیام بده چرا اگه با گوشی تو داد خودشو معرفی نکردو اون از همون اولش وقتی سلام کردی گفته سلام جونم نفسم شروع کرد گریه کردم که اگه بری خودمو میکشم (داشتم وسایل مو جمع میکردم برم خونه بابام) شروع کرد بغلم کردنمو گفت بری خودمو دار میزنم و خلاصه نداشت برم و کولی بازی در آورد شبشم فشارش رفت بالا و کسی که منوبا خودش جایی نمیبرد برد بیمارستان بعدم برد رستوران خلاصه من اون شب تا صبح خوایم نگرفت

من ول کن ماجرا نبودم بعد از سه روز گفت دیگه به ته رسوندی منو اصلا خودم میرم به خانوادم همه چیو میگم میگم اصلا گیریم من بودم این باید همچین کنه حقیقتا کپ کردم رفت گفت بماند پای خانواده رو کشید وسطو اونا گفتن ببخشم بعدش اون گفت نه من دیگه این زندگی رو نمیخوام و کاری کرد من فکر کنم اشتباه کردم گذشتو (همسرم برام قبل این موضوع یه عالمه لباس خواب و زیر سفارشی گرفته بود )و سفارشات رسید حدود بعد دو هفته متوجه شدم بعضی لباسامو نیست و وای داشتم دیوونه میشدم ازش پرسیدم گفت گذاشتی جایی یادت نیست و دوباره گذشت اخلاقش مثل سگ بود یهو یه شب باغ بودیم گوشیشا داد دستم(اونی که رمزشو ندارم)گفت بگیر میوفته و یهو موتیف پیامک اومد از اینستا که مرسی جونم🫠💔قلبم هزار تیکه شد دوباره گفت نه از قبلن و گفتم تمومش کن تموم و گفتم میخوام برم مهر حلال جون آزاد گفت آره اینجوری بهتره بعد با خودم گفتم من برم که جای یکی دیگه باز بشه عمرا بعد به روز گفت لیاقت قلبو نداری که سیوت کردم فکر کردم شوخی میکنه اما چند روز بعد که خوب شده بود گفت بیا پهلوی حساب کتاب ماشینا بنویس نشستم دیدم منو تغییر داده یهو از صفحه چت من اومد بیرون و دیدم بله یکی دیگه قلب سیوه و آتیش گرفتم من اصلا جای زخمام خوب نشده انگار با چاقو بازم این زخمو باز میکردی

آتیش گرفته بودم چون راننده تریلیه رفت بار و من به امید اینکه درست میشه یهو نسبت بهم تو پیام گارد میگرفت خودش بلاکم میکرد خودش در میآورد از بلاکی یهو گیر داد که به خودت برس و فلانو از این حرفا گفتم باشه به خودم میرسم وقتی برگشت فضای خونه رو جوری در از آرامش کردم انگار اتفاقی نیفتاده و همه چی خوب بود یهو دوباره تا خواستم اعتماد کنم (به خدا خیلی اعتقاد دارم)یهو خدا دستشو رو کرد به شب ۱۱اومد خونه مست و بعد بله پیام همون رنو دوباره دیدم نوتیف اینستا و آتیش گرفتم گفتم این همونه همون ج ن د ه که منو بش فروختی که لباسای زنتو براش بردی گفت از اولم برا اون بود برا اون خریده بودم (حس میکنم چون نمیتوانسته آدرس اونا رو بده مجبور بوده کد پستی خودمونه بده و بگه مال منم البته این فکر منه🫠💔 انقدر خودمو زدم آنقدر موهامو کشیدم که هنوز کف سرم درد میکنه و دوباره طلب کار شد فرداش مهربون شد و شروع کرد آشپزی دوبا ه وانمود میکرد همه چی خوبه اما یه چیزی توی من تغییر کرده بود و حدودا یه هفته پیش که باز خواست بره بارگیری رفت قبلش قهوه بخوره دوباره خودش گوشیشو گذاشت رو میز ناهار خوری همینطوری که روشنش کرد نوتیف طرف که نوشته بود نوش جان عشقم براش اومد اینسری خیلی ریلکس نگاهش کردم گفت غلط کردم گوه خوردم پشیمونم دیگه نمیکنم منو ببین قول میدم فردا همه چی خوب بشه و از این حرفا و تموم شد من موندم و یه دنیا حیرت و زندگی که هیچی کم نداشت و به این جا رسیده

این دیگه فایده نداده عزیزم روش باز شده مهریه تو بگیرو برو

خدایاهیچوقت دخترخاله نامردموونامزدمونمیبخشم،نامردی خیلی سخته😔کاش میمردم یاباغریبه ازدواج میکرد😔من برج۸نامزدم اومد خواستگاری وبرام انگشتراوردن ونشون شدیم وقراربود7.7عقدکنیم هروقت میرفتم بیرون تنهانمیرفتم یکباردخترخالموبردم برج۱ اونجاعاشق نامزدم شد ومخ شو زد خردادماه همش بحث میکردباهام ونامزدم۹خردادبامن بحث بدی کردوقهرکرد۱۷خردادبهش پیام دادم ازدلش دربیارم ۲تاخطش خاموش بودمثل دیونه هاشده بودم میرفتم محل کارش ببینمش هعی دنیا💔🖤تاشهریورماه پیداش شدگفت بیاببینمت انگار دنیاروبهم دادن کاش نمیرفتم بهم گفت عاشق دخترخالمه ومیخوادتش و۲۷شهریور عقدش کرد😔😔دلم شکسته نمی بخشمشون😭😭🖤💔💔💔❤️‍🩹برام دعاکنیدحالم خوب بشه❤️‍🩹💔واسه داداش گلمم دعاکنیداون عاشق دخترخاله اخریم بود(خواهرهمین نامرد) که بااینکاری که خواهرش کرد متاسفانه عقدداداشموودخترخالم بهم خورد حال داداشم خیلی بده...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز