ها خیلی بی ازاره خخخخ وای نازی یادم نمیشه خیلی غمگین بود خدا بچه بی مادر نکنه اون صحنه رو دیدم ارسلان پنج ساله کوچولو حتی اتوبوس تند میرفت میوفتاد وسط ب ماماانا میگفتم هوای پسرم داشته باشین هر کسی بچه خودش بغل کرده بود اینم خودش تو ی صندلی کنار اونا بزور جا کرده بود نشسته بود مظلوم بمیرم براش پدسگووووو ،😂🤧🤧🤧🤧خوب شد امین برد منو وگرنه ک بعد صدسال یادم میومد جیگرم میسوخت