2777
2789
عنوان

مادر شوهر

238 بازدید | 6 پست

خواهر شوهرمو دعوت کرده بودم خونم امروز ناهار بعد با مادر شوهرم اینا تو ی ساختمونیم براشون شکلاتم اوردم بچش خوردو رفتن پایین شامم خونه مامانش موند خواهر شوهرم منم گفتن برم .


بعد سر شام هی بچش گریه میکرد میگفت شکلات شکلات


منم داشتم شام میخوردم .


پدر شوهرم میگفت بلند شو برو از خونتون شکلات بیار


دفعع پیشم خونه ما موز دیده بود پدر شوهرم میگفت برو براش از خونتون موز بیار یعنی چی مکه من مسخره ی بچم سر شام هی بلند شم برم برا این چیز میز بیارم ادم هر چی هر جا میخوره اونجا خورده .




رفتمم بیرونو بیام دیدم بچه خواعر شوهرم ک بمن میگه اجی گفت ما رفتیم خونتون در یخچالتون ابلیمو نداشتین نگو مادر شوهرم من نبودم رفته سر بخچالم بدمم اومذ گفتم پیش خودم شاید اصلا یخچالم بهم ریخته کثبف بود نباید من خونه نیستم بره هیچم اهمیت نداد ک رفته انگار ن انگار ی معذرت خواهی چیری

مشخصه بی زبون هستی که اینجوری ببخشید سوارتن وگرنه دوتا حرف بارشون میکردی جرات نداشتن از اینکارا بکنن بعد منم ۱۲سال مثل تو بی زبون بودم اومدن خوردن و رفتن و اخرش میکفتن زنداداشمون خوبه چون خر بودم ی دفعه جلوشون وایسادم الان همشون باهم قهرن چون دیگه سواری ندادم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

خب اینا اثرات زیادی صمیمی شدنه اگنمیخوای صمیمی بشی برا شام نرو خونشون که اینقدر پرو بشن بیان تو خونت برا مواد غذایی هرچیزی رو بهشون بدهی دیگ نمیتونی کنترل کنی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز