من دیگه نا امید شدم از تربیت جهان سوم
مثلا توی کوچه ی ما هر خونه ای چندتا درخت کنار درش کاشته و بچه های کوچه که خیلیهاشون الان شونزده هیفده سالشون شده میان و شاخه های درختها رو میشکنن و این کار رو پونزده ساله که دارن تکرار میکنن. برخورد دوستانه , تذکر , اعتراض , تنبیه , بد و بیراه گفتن , دعوا , تلافی و ... هیچ کدوم جواب ندادن که ندادن. اینترنت و فرهنگ استفاده از شبکه های اجتماعی بماند. من تو چشمهای بعضی بچه های هفت هشت ساله ای که گوشی دارن وقتی نگاه میکنم هیچ معصومیت و کودکی ای نمیبینم و حتی یه جور تنفر بهم دست میده. نگاه های بعضی بچه ها به خانوم ها خیلی نانجیبه.
فرهنگ سازی برای ملتهای بی هوش هیچ تاثیری نداره.