دخترم ۲۰سالمه
دوماه پیش با پسری اشنا شدم خودش پیام داد بعد حرف زدیم کم کم رفتم دیدمش خلاصه اولین رابطم بود تا الان با پسری نرفته بودم خودم تو رابطه
بعد حرف زدیم تا چند روز پیش کاااملا اشتیاق به ادامه رابطه رو داشت فلان حالا یکی دوبارم دعوا داشتیم من کم کم داشتم علاقه پیدا میکردم بهش از ته دلم بعد جالب اینه کاملا برعکس تایپم بود چ اخلاقی چ ظاهری ولی نمیدونم چرا خر شدم بعد دوروز پیش امد گفتش بیا تمومش کنیم من هنوز درمورد ایندم مطمعن نیستم نمیخوام بلاتکلیفت بزارم ولی اینا همش کصشعر بود درد این س..کس بود تو رابطه چون گفته بود قبل از تو با کسایی بودم ک باکره نبودن ولی تو هستی سخته ادامه دادن تورو باید به چشم ازدواج بیینم و هنوز شرایط ازدواج ندارم نمیدونم بلاتکلیف نگهت دارم ی پای خودم و قبلا بهم گفته بود چجوری نیازمو برطرف کنم گفتم به من ربطی نداره من موظف نیستم
ولی با این حااال ک تموم کردیم دلم تنگ میشه شاید اولین بارم بود بخاطر همینا تاحالا نرفته بودم تو رابطه