شوهرم همش دنبال کارای پدر مریضشه
همه مسیولیت و بار و مالی و دوندگی کاراش رو دوش شوهرم افتاده .شوهرمم از کار زیاد خسته و بداخلاق و نگران میشه حوصله ما رو هم نداره دیگه
خوب پدرشه حق داره نگرانه
اما این در حالی که خواهر برادرش شهر دیگه عین خیالشون نیست دارن خوش و خرم زندگی میکنن فقط میدونن پدرشون مریضه
حرصم میاد همش رو دوش شوهر منه وگرنه منم خودم کمک میکنم