تکیه کردم بر وفای او، غلط کردم — غلط
باختم جان در هوای او، غلط کردم — غلط
عمر کردم صرف او، فعلی عبث کردم — عبث
ساختم جان را فدای او، غلط کردم — غلط
دل به داغش مبتلا کردم، خطا کردم — خطا
سوختم خود را برای او، غلط کردم — غلط
این دل که دل بستم به مهر عارضش بد بود — بد
جان که دادم در هوای او، غلط کردم — غلط
همچو وحشی رفت جانم در هوایش، حیف — حیف
تو گرفتم با جفای او، غلط کردم — غلط