خسته شدم اولا اینجوری نبودم یک روز درمیان. میرفتم حموم. خونه زندگیم. تمیز بود. یه مدت افسردگی که شروع شد نمیرسیدم بچم دوسالش به شدت اذیت میکنه
رفته رفته. یک روز درمیان شد هفته ای دوبار خونه زندگی. کثیف باشه نباشه مهم نیست انقدر گریه کردم قرنیه چشم باز شده. دکتر گفت. اگه مراعات نکنی بدتر میشی. عمل. تاثیر نداره نمره چشم. 2/5 بود رفته 5شده
اضافه وزن شدید. گرفتم
یه هفتس حموم. نرفتم
بچم اذیت کردنی سرش داد میزنم
حالم داره. ازخودم بهم میخوره
اونور میگفتم یه دارویی باشه اول بچمو بکشم بعد خودم. دوتایی بمیرم
میشینم ساعات ها باخودم حرف میزنم
یه ساعت نمیتونم اروم بخوابم انقدر کابوس میبینم😭😭😭
بریدم. خسته شدم