هم خسته ام هم نمیتونم بخوابم
از دنیا نا امیدم از شوهرم بدم میاد احساس میکنم خیلی بیعرضه است
از وقتی باهاش بودم همش گفتم ندارم ندارم
قرض دارم
موهاش سفید شده خیلی زیاد اختلاف سنی مون زیاده
خیلی زشت شده
منم موهام سفید شده ولی نه در حد اون
همیشه بی پوله همیشه قسط اش عقبه
همیشه میگه طلا تو بده بفروشم
امروز راضی نبودم یک تیکه دوباره به زور گرفت برد فروختم
خسته ام هیچ وقت هیچ چیز خوب پیش نمیره
قبلا ها آرزوهایی داشتم ولی دست از همشون کشیدم
و دنیا برام بی ارزش شده
الان هیچ وقت دیگه نمیتونم شاد باشم و بخندم
همش غر میزنم چون حالم بده
چون جوونیم گذشت و هیچی نفهمیدم
با اونی که دوستش داشتم نتونستم زندگی کنم
جلوی بچه ام همیشه دعوا و اعصابم خوردی
حوصله ی بچه هم ندارم دلم میخواد همیشه تنها باشم
تنهای تنها
از سرو صدا حالم بد میشه
همش دارم گریه میکنم
هیچ کس در کم نمیکنه
پریودم توی دوران پریودی این افکار میاد سراغم
وقتی نماز میخونم حالم بهتر میشه