از نامزدم جدا شدم و این تصمیم خودم بود
اما الان خیلی دلم براش تنگ شده
هر لحظه منتظرم پیام بده و بگه بیا برگردیم به هم
روزا حالم خوبه، اما شب ها و عصر ها غمگین ترینم
غرور خودم هم اجازه نمیده برم بهش بگم برگرد
چون قبلا هم خودم گفتم دیگه نمیخوام باهات باشم و فرداش رفتم بهش گفتم اون یه تصمیم از روی عصبانیت بود و دوباره برگشتیم
اما ایندفعه خیلی منطقی بود تصمیمم
چیکار کنم
نمیفهمم چه حسی دارم دقیقا