2777
2789
عنوان

طلاق

31 بازدید | 0 پست

پدرم معتاد بود به هیروین و شیشه این چیزا

تفهم میزد مامانمو میزد

مارو اذیت میکرد بعدش یه کاراییی میکرد ادم دلش مسوخت

دعوا مینداخت و خیلی چیزای دیگه شکاک عصبی و.

مامانم بعد ۲۰ سال زندگی طلاق گرفت شایدم بیشتر

بعدش الان خواهر کوچیکمو برداشت و رفت

راستش خیلی با مامانم دعوام میشد که چرا وقتی زجر میکشی طلاق نمیگیری

الان زندگیش خوبه کار میکنه تونسته گوشی بخره خرج بچه اشو میده

اما من نمیدونم اون چقدر نگرانی داره دقیقا توی زندگیش نیستم اما هر کمکی دستم بیاد حتما براشون انجام میدم تا زندگیشون سبک تر شه

بعد امروز ابجی ناتنیم زنگ زده میگه اره بابا دستش پره پول داره بگو برگردع وقت یه هفتع بمونه بعد ناراضی بود بره ادم بهتری شده اونجوری ابجی کوچیکه اواره میشه مامانتون اذیت میشع بابا تنهاس ما هممون که ازدواج کردیم

مامانم خیلی پای بابام سوخت که درستش کنه اما اخرش دیگه دید نمیشه گذاشت رفت

نمیدونم چرا. بعضیا وقتی خودشون میبین زنه داره عذاب میکشه توی اون زندگی کلی فحش تحقیر و کتک خرجی ندادنو و چیزای دیگه

روشون میشه بگن بگو برگرده؟

اونم با کسی که مواد استخونشو درگیر کرده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز