مرگ اگر مرد است گو نزد من آی
تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
منم از پروسه مرگ می ترسم یبارم یه نمه مردم برگشتم فقط یه تونل که تهش نور مطلق بود رو دیدم
اما یه ارزویی. دارم که اونم دیدن سربلندی ایرانه دوست دارم اینو ببینم بعد بمیرم
وگرنه از اون دنیا ترسی ندارم
نه خدا اونقدر نامهربونه که گناهامو نبخشه نه من تونستم عمل درست و درمونی جمع کنم اون دنیام مثل این دنیا بهر تماشا خواهم رفت