عروسک جون فدات شم تو هم قلبت شکسته؟
که صد تا شبنم اشک توی چشمات نشسته...
منم مثل تو بودم، یه روز تنهام گذاشتن؛
یه دریا اشک حسرت توی چشمام گذاشتن!
چه تهمت ها شنیدیم، چه تلخی ها چشیدیم؛
عروسک جون تو می دونی چه حسرت ها کشیدیم...
عروسک جون زمونه منو این گوشه انداخت؛
به جای حجله ی بخت برام زندون غم ساخت!
بمیره اونکه می خواسته ما رو گریون ببینه؛
سرای سینه هامونو ز غم ویرون ببینه...
عروسک جون نگام کن، چشام برقی نداره؛
زمستونه تو قلبم که هیچ گرمی نداره!
باید اینجا بخشکیم تو گلدون شکسته؛
نه اینکه باغبون نیست، در گلخونه بسته...
چه تهمت ها شنیدیم، چه تلخی ها چشیدیم؛
عروسک جون تو می دونی چه حسرت ها کشیدیم!
عروسک جون زمونه منو این گوشه انداخت؛
به جای حجله ی بخت برام زندون غم ساخت...
بمیره اونکه می خواسته ما رو گریون ببینه؛
سرای سینه هامونو ز غم ویرون ببینه!
–—/♬♩/–—