تو تاپیک قبلیم توضیح دادم قصد مامانو رفیقمو، من دیگه زورم نرسید مامانم انقد سخت گرف تا قبول کنم حرفشو رو حرفش حرف نزنم، البته مهربونه در کل هوامو دارن هر دو ولی رو بزرگتر کوچیکتری حساسن باید برا پسره هم مودب باشم حرفشو گوش بدم
شوهرش همش میاد خونمون الان، همه کاره اونه دیگه، بقیه هم اون پسره رو مرد خونه میدونن بنظرتون طبیعیه ؟آخه من سختمه ،نمیدونم چکار کنم ، جایی میخوان دعوتمون کنن به پسره میگن با خانواده تشریف بیارین، طبیعیه بنظرتون؟