2777
2789
عنوان

شوهرم

148 بازدید | 11 پست

من جند روزه سر پام ده دوزاده تا مهمون دارم خانوده همسرم اومدن خونمون که بریم عروسی یعنی دهنم سرویس شد انقد که خسته شدم ی شب خاله همسرم شام دعتمون کرد گفتم حداقل ی شب اشپزی نمیکنم

پدرشوهرم ی خورده سرما داش رفته کم شام خمرد الان میگه من گشنمع

شوهرم میگه بریم خونه کباب درس کنیم برات

مادرشوهرم گف خونه الان زیادن ی سیخ بیرون بگیرم شوهرم اصرار کرد که نه بریم خونه

بخدا خسته شذم از سروا ایستادن باز الان باید برم کثیف کاری برا هکه درس کنم من نمیفهمم شوهرم چرا این کارارو میکنه هوووف

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

برو بگیر بخواب، به شوهرت بگو خودت میدونی من خستم

من اصلا حرف نزدم خسته ام خیلیی یعنی فقط این چند روز سرپام دارم از پا میوفتم شوهر بی معرفتم اصلا درک نداره

وای امان ازشوهر بی درک ..اینا چرا نمیرن ..چ گناه داری بخدا .خیلی سختته ..دام سوخت برات🥲

لع له ام خودش میدونه تموم بدنم بی جونه تموم بدنم درد میکنه فقط دارم کار میکنم

تو ماشین بودیم مادرشوعرم بغلم نشسته بود

چی بگم به خدا

کاش وقتی رفتی خونه از همسرت هم کار بکشی و بخوای کمکت کنه توی غذا درست کردن شاید اینجوری متوجه بشه


ولی گلم این چند روز تموم میشه

شما که تا اینجا صبوری کردی خانومی کردی

یکم دیگه صبوری کن

ولی دیگه تکرار نکن محبت بیش از حدتت رو

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108