داشتم میرفتم پیاده روی فقط حواسم به جلو بود..
همینطور که با شتاب میرفتم یهو دیدم یه گربه جلومه کنار پام خودم که پریدم عقب قلبم ترکید گربه هم زهره ش ترکید داشت چرت میزد اینطوری نگام میکرد😳
من:😨😵
بعدش از کنارش هم رد نشدم دور زدم از خیابون رفتم 😐 وای بشدت میترسم از گربه ( بخاطر یه اتفاق که تو بچگی دیدم.