2777
2789
عنوان

خواب دیدم ک

16 بازدید | 0 پست

مامان بزرگم فوت کرده ( زندس ) بعد براش توی خونه ی ما مراسم گرفتن هیچ کس گریه نمیکنه کاری به کار کسی ندارن

کسی مشکی نپوشیده

من خودمم هیچ کاری نمیکنم اصلا کار نمیکنم کسی کاری نداره

بعد میرم طبقه بالا انگار ک با دوستامم اونجا بهم خوش میگذره

(ما ی حیاط داریم) توی خواب اون حیاط بزرگ شده بود راه داشت به بیرون

ی اسب هم من داشتم میرم با اسبم ی دور میزنم میام

میشینم ک برمپایین شال ک میخواهم بپوشم ی روباه میاد با شال ی ضربه میزنم میره پشت بندش ی سوار کار با اسبش میاد ک مرد هم هست بازم این کار رو میکنم میره بعد از اون دو تا سگ میان بازم این کارو میکنم میرن دوباره همون روباهه میاد دوباره میره

میرم پایین میبینم خالم اینها هم اومدن با اون خالم فعلا ارتباط نداریم با خوش رویی باهاشون سلام علیک میکنم بهممیگه ک دستبند تو دستم جا مونده میگم کدوم؟ همشم هم دارم فکر میکنم ک کدومه کیفش رو باز میکنه ی دستبند طلا ی خوشگل و سنگین میبنده دستم میگه این دستبند ولی گردنبند اون توی کیفش مونده بود

خیلی هم سنگین بود

یعنی چی این خواب؟

کسی تعبیرش رو میدونه؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز