ماشاالله اونم ترکوندن
هیچی باقی نذاشتن
قضیه اینه که دو ماه پیش این تجاوز اتفاق میوفته
من ۴ ماه با یه اقایی صحبت میکردم فهمیدم همکارمه و هم دانشگاهی هست و خب قرار بود استاد هم بشه
و خب پسر خوبی بنظر میرسید اصلا تو این مدت حرف جنسی بهم نزد و من فکر میکردم این همون پسریه که میخوام
جوری رفتار کرد که فکر کردم واقعا بهم علاقه مند هست
و خب قصدمون این بود اشنا شیم به قصد جدی ازدواج خودشم میگفت
استاد خودش میگفت این پسر خوبیه
اصلا فکرشو نمیکردیم چنین ادمی باشه
تا این که بعد این همه موجه بودن این ادم روز قرار که فرا میرسه منم بخاطر شناخت و اعتمادی که داشتم میگه بیرون یجا قرار بذاریم منم میرم و خب موقع رسوندن بهم ... میکنه و میخواسته منو ببره جایی
و من خیلی تلاش کردم مانع شم
بعد میرم خونه میبینم همه عکساشو دو طرفه پاک کرده
و پیام تهدید دادم و کلی زنگ زدم
عین خیالش نبود
و خلاصه بعدش همش دعوا بود