همش به چیزای بد فکر میکنم استرس میگیرم،به اینکه از کجا معلوم بچه سالم باشه،جنگ بشه چی،بی آبی چی،با این ناامنی وگرونی و اوضاع اقتصادی چه آینده ای براشون رقم میخوره
من یکی دارم دیگه نمیارم .اوضاعمم بد نی میتونم ساپرت کنم حتی خونم سه خوابس اتاقشم دارم ولی ترجیح میدم همین ی بچه رو بهش برسم شاید بفرستمش بره ایران تو ۴۰ سال گذشته کلا هر روز بدتر از دیروز بوده و جای زندگی نیست هرکی رفته راضی چون دیگه برنگشته الان عموهاش خارجن دو هفته میان ایران ۴.۵سالی ی بار میگن اینجا ادم خفه داره میشه...
زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت.گوشت بدن خود را میکند و به جوجه ها میداد.زمستان تمام شد و کلاغ مرد و جوجه ها نجات پیدا کردند و گفتند خوب شد مرد خسته شدیم از این غذای تکراری.