رفته بودیم کوه عینالی یه دسته دختر اکیپی اومده بودن کلا از این بچه های مثلا جلف جالبه پدرمادراشون اجازه دادن اینا بیان کوه خودشم تنهایی و ساعت ۹ صبح آخه
یه اکیپه دخترونه اومدن کوه! خب این خیلی خوبه... پارتی که نرفتن
دختر کم سن و سال بودن فوقش در حد راهنمایی اون کوهم خیلیییی سراشیبیه دیگه ما پدرموم دراومد بعد دوساعت برسیم بالا خودشم صبح ساعت ۸ بود اینام کلا ارایششون غلیظ بود استایلشونم جلف بود عجیب اومد برام همین هیچ همراهیم نداشتن
من کاری نداشتم که فقط از دور نگاه کردم عجیب اومد برام حرفی نزدم یا خیره خیره نگاه نکردم در ضمن آدمایی که اونجا بودن هرکدوم برمی گشتن بهشون نگاه می کردن فقط من نبودم که