قراره بعد مدتا تنها دوستمو ببینم دربارش به دوستام گفتم مامانم گفتم یکم چمیدونم نمیدونم میکرد چون دوستم داداش داره...
مادرم ازین عادتا داره یکم خوشحال باشم بزنه تو ذوقم و شکاکه عین پدرم
نمیدونم ازون طرف نرمم نمیشه دلم واس دوستم تنگه یک سال یاشایدم یکسالو نیم میشه نرفتم خونشون
ازینکه گفتم حس بدی دارم کاش خفه میشدم
بعد اینکه نمیدونم مادرم چه واکنشی داره..