خوابم عجیب بود اول خواب دیدم یه دستگاهی بود همکلاسی هام همه بودن بهم شک داشتن بهم یهو توجه میکردن میگفتن عه فاطمه به جورایی ظاهر حفظ میکردن بعد کار خطرناکی بود منم میخواستم بکنم ولی نمیشد یکی مسئول زدن کد بود و..
بعد یهو عروسی من بود همه فامیلا بودن مادر بزرگ نامزدم گفت فاطمه جان عروسیته برات جعبه (یه چیز ویژه عروسی سنتی ما) نخریدیم انشاالله بعداً میخریم یه جوری میخندید و مسخره میکرد
من حالم خوب نبود پریود بودم رفتم توی یه سالم یه دختره از فامیلمون داشت پذیرایی میکرد صداش زدم گفتم برام آب بیار خودم خواستم قرص بیرون کنم از کشو بعد هر کشویی که میکشیدم خراب میشد میرفت تو بعد تو خواب تعجب میکردم چرا اینجوری میشه